کاخ و کوج-دانلود ترانه کبوتر ایرج-ترانه فیلم چرخ و فلک
سلام دوستان
من توی یه خونه ی ساده زندگی میکنم
با اهالی خانواده
سه تا اتاق داریم با یه هال،یه آشپزخانه و یه حیاط
خونه ی بدی نیست،من که توش راحتم.
البته در مقایسه با بعضی خونه های مجلل و با شکوه،خونه ی ساده ای بهحساب میاد.
و شاید واسه بعضی ها اصلا خونه به حساب نیاد!!!
ولی ما راضی هستیم و خدا رو شاکریم
آخه اوضاع پایین دست هام رو هم دیدم
خانواده هایی رو دیدم که یه زیر زمین رو اجاره کرده بودن و توش زندگی میکردن،چند نفر بودن؟ یادم نیست
ولی میدونم که کمتر از ۸ نفر نبودن
تو همین شهر تهران زاغه نشین و کارتون خواب ها کم نیستن
بعضی ها میگن،امکان نداره کسی از گرسنگی بمیره،مگه میشه؟ یعنی کسی هست که حتی یک لقمه نون
واسه خوردن نداشته باشه؟
بله، هست
اگه یه سری به سالن های تشریح دانشگاه های علوم پزشکی بزنید،میفهمید که پیدا میشه
اما چرا اینا رو گفتم؟
آخه این روز ها فکرم مشغول یه آگهی توی روزنامه ست
یه بریده ی روزنامه،مربوط به صفحه نیازمندی های همشهری
اصلا بهتره خودتون ببینید
اون قسمتی رو که با ماژیک مشخص شده بخونید!!!

وقتی این رو خوندید چه حسی بهتون دست داد؟
با خوندن این مطلب آدم یه کوچولو احساس میکنه که واقعا اختلاف طبقاتی توی مملکت ما هم وجود داره
البته شاید من اشتباه میکنم و توی مملکت گل و بلبل ما هیچ اختلاف طبقاتی وجود نداره.
اصلا شاید بین اون کسی که توی همچین خونه ای زندگانی میکنه و اون موجود متحرکی
که توی زاغه زنده مانی میکنه خیلی زمین تا آسمون فرق باشه
شاید اونا از نژاد برتری هستن و ما خبر نداریم
شاید خدا اونا رو بیشتر دوست داره. و شاید زاغه نشین ها فقط در حکم یه حیوان باشن
و برای خدا هم هیچ ارزشی نداشته باشن

من زیاد از این چیزا سر در نمیارم و نمیدونم کدوم درسته،ولی یه چیز رو خوب میدونم
هیچ کاخی برافراشته نمیشود مگر حق مظلومی پایمال شود...
اگه فیلم چرخ و فلک رو دیده باشید،یادتون هست که ایرج واسه اون فیلم یه ترانه در همین
خصوص خونده-در مورد ناز و نعمت هایی که خدا به بعضی ها داده و . . .
کبوتر :
شعر ترانه : تورج نگهبان
دوبیتی آواز : بابا طاهر
ای کبوتر بی پناهم تیره بختم رو سیاهم
در انتظارم از کوی یارم امشب گذر کن
از اشک چشمم از حال زارم او را خبر کن
ناله سر کن
اگر دستم رسد بر چرخ گردون ازو پرسم که این چون است و آن چون
یکی را می دهی صد گونه مکنت یکی را قرص جو آلوده در خون
ای کبوتر غم در دلم نشسته بال و پرم شکسته غم از دلم بدر کن
ناله سر کن
بر مراد ام چرخ فلک نگشته آب از سرم گذشته چشم ام ز گریه تر کن ناله سر کن ...