آواز ایرانی
 
نومیدْ مردم را معادی مقدّر نیست _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
این روزها بزرگان موسیقی، یک یک از این دیار فانی رخت بر می بنندند

در این میان اما برای ما کردها درگذشت هنرمند بزرگ کرد، عباس کمندی، داستان دیگری بود

در روز یکم خرداد این خبر تلخ منتشر شد.

و هنر کردستان بار دیگر یتیم شد.

صدایی که مظهر کوهستانهای کردستان بود و همچون آنان غریب

صدایی که چون رودهای خروشان کردستان بود و همچون آنان تنها

هر کودکی که در کردستان بزرگ شده باشد، بی شک دوران کودکی اش در کوچه پس کوچه ها

با یادی از آثار عباس کمندی عجین است.

دوران کودکی خود را به یاد دارم که در خانه مان، در کنار شحریان و بنان و مرضیه، ترانه های حسن زیرک

و عباس کمندی همیشه صدایش بلند بود.

در مینی بوس های بین شهری،جاده های خاکی... آخ خ خ

یادش بخیر

عباس کمندی رفت و برای ما گنجی گرانبها برجای نهاد

صدایش ماندگار شد همانند سایر بزرگانی که ماندگار شده اند.

با من همراه بشید و با شنیدن این اثر زیبا به سرزمین کردستان سفر کنید

 

 

ترجمه ترانه:

قهر نکن

این خانه حقیرانه را بر سر من ویران نکنی، قهر نکن

من و بچه ها رو آواره و حیران نکنی، قهر نکن

 

این خانه به بهانه ی تو برپاست عزیزم

کلبه ای درویشانه است، خرابش نکنی، قهر نکن

 

قهر نکنی، قهر نکنی دختر. . . ولله طاقت دوری ندارم

به لله طاقت دوری ندارم

 

اگه تو بگی از شاخ مار تا شیر مرغ رو برات فراهم میکنم، قهر نکن

تو اگه جونم رو بخوای، بخدا برات رها میکنم(جانم رو)، قهر نکن

 

به شرطی که باز مثل قبل پیشک باشی عزیزم

آواز هزار بلبل شیدا رو برات میخونم، قهر نکن

 

رابطه ی من و حیفه که خراب بشه، قهر نکن

روا نیست که ما دلمان از هم برنجد، قهر نکن

 

گوش به طعنه های بخیلان مسپار عزیزم

اینها هر روز از صد طرف صد کاشنه را ویران می کنند، قهر نکن

 

ترجمه ترانه به فارسی : کسری وحیدی

 

ترانه ی نه توری (قهر نکن) عباس کمندی

 


 

آواز ایرانی

 

آرشیو مطالب آواز ایرانی


برچسب‌ها: کردی, عباس کمندی, ترانه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 توسط کسری وحیدی

در برابر چشم همه

لباسش را بالا کشید و فریاد زد... 

من فقط تن خود را می فروشم

تنها تن خود را و بس

اما میبینم همین جا

در برابر چشم همه

هستند کسانی که

تن کوهستان و

تن دشت و بوستان و

تن آفتاب و باران را

فروخته اند و با وقاحت تمام

بر صندلی شرافت این سرزمین تکیه زده اند


 در برابر چشم‌های آسمان

ابر را

در برابر چشم‌های ابر

باد را

در برابر چشم‌های باد

باران را

در برابر چشم‌های باران

خاک را

دزدیدند،

و سرانجام در برابر همه چشم‌ها

دو چشم زنده را زنده به گور کردند

چشم‌هایی که دزدها را دیده بود.

شیرکو بی که س

 

شیرکو بی که س

 

متاسفانه چندی پیش شاعر بلند آوازه ی کرد، (شیرکو بی کس) دار فانی را وداع گفت

من در شرایطی بودم که هیچ گونه دسترسی ای به وب نداشتم

اینک اما با چشمانی خیس شعرهای سرخش را مرور میکنم و به یادش مینویسم

اولین باری که شعری از او خواندم با آخرین کلامش شوکه شدم.بقدری سنگین و ساده عمق فاجعه را

بیان کرده بود که همچون صاعقه بر افکارم فرود آمد.

لێره‌ که‌س کوردی نازانێ و نایبه‌ین بۆ خودا

شعری که برای فاجعه ی بمباران شیمیایی حلبجه سروده بود.

با اشعارش قلبها را سرشار از مفهوم سرزمین می کرد.

در مطالب پیشین وبلاگ چند اثر از شیرکو بی که س را آورده ام

من ناوم خه و نه

به یاد بمباران شیمیایی حلبجه

در اینجا نیز به چند سروده ی دیگر وی اشاره میکنم

 

من ئه گه ر ئه و ويلبوونانه م نه ديبايه

قه ت نه ئه بوم به م ريگايه

من ئه گه ر ئه و تاريکيانه م نه ناسيايه

قه ت نه ئه بوم به م چرايه

به لام ئه و ريگه و چرايه يش

له ئيسته دا

وا له چاواني تو دايه!

ترجمه:

من اگر این سرگردانی ها را نچشیده بودم

هرگز به این راه بدل نمی شدم

من اگر با این تاریکاها آشنا نمی شدم

هرگز به این چراغ بدل نمی شدم

ولی این راه و چراغ هم که اکنون هست

در چشمان تو ست!


شوره بي  ژنيکه

پياو  پيله قه ي  داوه  له پشتي

پياو  قژي  راکيشاوه  و

پياو  سواري  بوته قه ي  ملي  بووه

بويه  وا  چه ما وه ته وه !

ترجمه:

درخت بیدی ست زن

که مرد لگد بر پشتش زده

مرد گیسوانش را کشیده

و مرد بر گردنش سوار شده

به همین خاطر اینگونه خمیده است



واژه‌ را كاشتیم

برای آنكه در دشتها

فردا بروید!

واژه را با باد در‌آمیختیم

تا در آسمان

حقیقت پرواز كند!

شعر را ركاب سنگ كردیم

تا در كوهها

تاریخی نو قیام كند!

ام‍ّا دریغا...دریغ!

دشتها را چنان برگی سوزاندیم

آسمان را قفس كردیم و

كوهها را ترور...

بدین‌گونه شعر نیز

اینك به ویرانه‌ای سوخته مبدل شده است


آواز ایرانی

آرشیو مطالب آواز ایرانی

 


برچسب‌ها: شیرکو بی که س, کردی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 توسط کسری وحیدی
ذکریا عبدلله یکی از خواننده های خوش ذوق و خوش صدای کردستان ترکیه است

امروز میخوام یکی از آثار این خواننده رو بهتون معرفی کنم که خودم خیلی دوس دارم

متن کوردیش رو نمیذارم فقط ترجمه شعر رو مینویسم

هرچند شاید نشه دقیقا همون معنای شعر کردی رو به فارسی برگردوند

 

ترجمه:

من از سیاهی چشمای تو سردر نمیارم

ای گل، دلم میناله از هجر تو

وقتی بوی تو (بوی گل آب) به مشامم میرسه

منو مثل موهای سیاهت آشفته میکنه


ای که لبخند ناگهانی ات رو برام میفرستی

دلت به حال من سوخته ات، نمیسوزه

روحم بال میگیره وقتی صدای تورو میشنوم

دست خودم نیست، به دامت اسیر شده ام


بس کن، تا کی از دست تو بنالم

چرا رحمی به حالم نمیکنی

چشم براهتم برای بوسه ای منتظرم

توروخدا نذار این رنج من بر باد بره


دلم آروم نمیگیره

چشام خواب نداره

بذار چهره ات طلوع کنه

من تورو میخوام


خجالت نداره که نگران نباش (چاوان مه جیره: با ترس به این سو و آن سو نگاه کردن)

خنده هاتو برام نفرست

دلم از عشق تو سیراب شده

چشم براه تو ام، بیا پیشم


آواره ی کوه و بیابان شدم بخاطر تو

بیا کنارم و بگذار ببوسمت  :)


دلمو نشکن و یکبار شادم کن

بهم رحم کن و مثل باران بر من ببار


تو برای من زندگی هستی

نفس روحم هستی

تو خواب شبانه ام هستی

ای زیبای من


دانلود ترانه گوله با صدای زکریا


آواز ایرانی

آرشیو مطالب آواز ایرانی


برچسب‌ها: کردی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 توسط کسری وحیدی
 

شیرکو بی که س

من ناوم خه‌ونه
خه‌لكی ولاتی ئه‌فسوونم
باوكم شاخه و
دایكم ته‌مه
من له سالیكی مانگ كوژراوو، له مانگیكی هه‌فته كوژراوو
له روژیكی سه‌عات كوژراودا
دوای شه‌ویكی پشت كوماوه‌ی هه‌وراز به كول
به‌ره‌به‌یانیكی زامدار
له شه‌فه‌قیكی كه‌سكه‌وه
وه‌ك گزنگیكی خویناویی كه‌وتمه خواری و
داگیرسام و بووم به مومیك
گر به مل و
بووم به پرسیك
ده‌م به هاوار

برگردان به فارسی:

اسم من خواب
از دیار افسون
پدرم قله و
مادرم مه.
زاده به سالی ماه مردار، ماهی هفته مردار و روزی ساعت مرده‌ام
بعد شبی آبستن به باد
بعد شبی كوژپشت و كوهستان به دوش
در بامدادی رنجور و زخم بر تن
از شفقی تارو تنگ
چون تیری خونین به زمین افتادم و
شلعه‌ور شدم و چون مومی روشن
آتش به گردن
شدم پرسشی
لب به فریاد

شاعر: شیرکو بی که س


آواز ایرانی

آرشیو مطالب آواز ایرانی


برچسب‌ها: شعر, کردی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم آذر 1391 توسط کسری وحیدی
اینبار میخوام یک ترانه ی بسیار زیبا و عاشقانه ی کردی رو به شما معرفی کنم

ترانه : پی بلین
به او بگوئيد

خواننده: زیاد اسعد

زیاد اسعد


پی بلین تو خوا که ­سی روژی هه زار جار
تورا به خدا بهش بگین کسی روزی هزار بار

ناوی توی له سه ­ر لیوه به گریان و زار
اسم تو با گریه و زاری رو لبهاشه

پیی بلین ئاشقی کم شیت و سه­ رگه ­ردان
بهش بگین عاشقی دیوانه و سرگردانم

چاوه ­ریمه روژ و شه ­و له کوچه­ و کولان
روز و شب تو کوچه ها چشم براهم

پیی بلین به ­سه ­رهاتم کرا به چیروک
بهش بگین سرنوشتم داستان شده

هه ­موو خه ­لک ده ­زانن منم مال ویران
و همۀ مردم میدانند این منم که خانه ویران شده ام

پیی بلین هه­م وو عاله ­م پیی بلین هه­ مو دونیا پیی بلین
بهش بگین همه مردم و همه دنیا بهش بگین

پیی بلین له هه ­ر کوچه­ و دیوارو ده ­روازه­ی شار
که در هر کوچه و دیوارو دروازۀ شهر

ناوی ئه ­وه که نوسراوه به خوینی منی هه ­ژار
اسمه اونه که با خون من بینوا نوشته شده

پیی بلین له هه ­ر لایه هه ­وری ده­ کاته باران
بهش بگین هر طرف ابری که میباره

ئه ­وه منم ده ­بارینم فرمیسکی ئازار و ژان
این منم که اشک درد و رنج میبارانم

پیی بلین دلدار­یکم به شه ­و ته ­نیا ئه ­مینم
بهش بگین عاشقی هستم که در تنهایی شبها

به یادی ئه ­و هه ­زار شیعری ئاشقانه ئه­ خوینم
به یاد او هزار شعر عاشقانه میخوانم

پیی بلین روژی دادی ده ­مرم سه ­ر ده ­نیمه ­وه
بهش بگین یه روز میاد میمیرم و سر رو خاک میذارم

به یادی ئه ­و به هه ­ناسه ­ی گه ­رمی ئه ­و ده­ ژیمه ­وه
اما با یاد اون و با نفس گرمش عمر دوباره می­یابم

پیی بلین که له من ئاشقتر کییه!؟
بهش بگین که از من عاشقتر کیه!؟

وه ­کو من دیوانه­ و شه ­یداتر کییه
مثل من دیونه و شیداتر کیه

ئه­ گه ­ر ئه ­و ولاتی په ­نای ئاشقانه
اگه او سرزمین پناه عاشقانه

کی وه­ ک من کوردیکی بی مال و جییه
کی مثل من یه کُرد بی جا و مکانه

دانلود ترانه پی بلین یا صدای زیاد اسعد


آواز ایرانی

آرشیو مطالب آواز ایرانی


برچسب‌ها: شعر, ترانه, کردی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم آبان 1391 توسط کسری وحیدی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است :