آواز ایرانی
 
نومیدْ مردم را معادی مقدّر نیست _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

امروز میخوام اثر زیبای مرغ سحر ناله سر مکن رو به شما معرفی کنم

با صدای همای و به رهبری ارکستر شهداد روحانی

همای مرغ سحر ناله سر مکن

ولی قبل از اون بهتر دیدم که درباره ی شعر "مرغ سحر" بیشتر صحبت کنیم

مرغ سحر: سروده ی محمد تقی بهار

آنچه تا کنون به عنوان مرغ سحر شنیده ایم عبارت است از بند اول این شعر



مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار این قفس را بَر شِکَنُ و زیر و زِبَر کن

بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا

وَز نفسی عرصهٔ این خاک تیره را. پر شرر کن

ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد

ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن



نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژاله‌بار است

این قفس، چون دلم، تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین

جانب عاشق نِگَه‌ ای تازه گل از این، بیشتر کن

مرغ بیدل شرح هجران مختصر٬ مختصر کن



اما شاید خیلی ها ندانند که این فقط نیمی از مرغ سحر است و این شعر بند دومی
دارد که تقریبا هیچ خواننده ای تمایلی به خواندن آن ندارد


بند دوم:

عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد

ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد

راستی و مهر و محبت فسانه شد

قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد

دیده تر کن


جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی تاب

ساغر اغنیا پر می‌ناب، جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن

ساقی گلچهره بده آب آتشین، پردهٔ دلکش بزن ای یار دلنشین

ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین

کز غم تو، سینه من، پر شرر شد، پر شرر شد



اما چرا کسی این بند را دوست ندارد؟

*بند اول شعری انقلابی است* که به دستگاه ظلم می تازد، از زندانی و در قفس بودن
آزادی خواهان گله می کند، آرزوی پایان شب تار ملت را دارد و مردم را به قیام و
انقلاب جهت پایان دادن به ظلم و شکستن قفس فرا می خواند

*اما بند دوم شعری اجتماعی است.* شاعر در این بند از رواج دروغ، منسوخ شدن
حقیقت طلبی، از بین رفتن عشق واقعی میان عاشق و معشوق و گم شدن مهر و محبت و
شرافت گله می کند و از کسانی می نالد که وطن و دین را بهانه ای برای دزدی کرده
اند. اینان چه کسانی هستند؟ تنها حاکمان یا تمامی مردم؟ فضای حاکم بر این بخش
از شعر به مورد دوم اشاره دارد. همچنین زمانی که شعر از جور مالک و ارباب شکایت
می کند اغنیا را به عنوان طبقه ای از جامعه به باد نقد می گیرد نه به عنوان
بخشی از وابستگان دولت

در بند اول پیشنهاد شعله فکندن در قفس که همانا براندازی حکومت ظالم است مطرح
می شود اما در مورد بند دوم شاعر هیچ راه حلی نمی یابد و در نهایت بلبل را فقط
به بر آوردن ناله های حزین از دورن این قفس خود ساخته فرا می خواند
مردم ما همیشه دوست داشته اند که ریشه مشکلات را در حکومت بشناسند و خود را از
هر گونه اشکالی مبرا بدانند از این روی خوانندگان همان بخشی از مرغ سحر را
خوانده اند و می خوانند که مورد پسند عامه مردم است. جالب این جاست که برخی بی
توجهی به بند دوم را به دلیل سیاسی بودن آن دانسته اند که چنین دیدگاهی موجب
شگفتی است.

در این رابطه مطلب یا بهتره بگم اندرزی زیبا

در کتاب جامعه شناسی خودمانی (چرا درمانده ایم؟)

آورده شده که این مطلب رو میتونید در زیر از زبان داریوش اقبالی بشنوید

(پیشنهاد میکنم حتما بشنوید)

اگر صد بار حکومت را از بيخ و بن عوض کني ؛ اگر تمامي دشمنان فرضي و حقيقي خارجي ات را از روي زمين محو کني . . .

دانلود اگر صدبار ... با صدای داریوش اقبالی

فکر کنم مطلب به اندازه ی کافی گویاست و ربطش رو با شهر مرغ سحر براحتی میشه فهمید

و نیازی به توضیح بیشتر نداره

اما بریم سراغ "مرغ سحر ناله سر مکن"

آهنگساز، سراینده و خواننده : همای

تنظیم و رهبری ارکستر: شهداد روحانی

مرغ سحر ناله سر مکن ، دید گان خسته تر مکن
ما ز اه و ناله خسته ایم
ما غمین و دل شکسته ایم
گوشمان ز ناله کر مکن
ناله سر مکن ناله سر مکن
نغمه های شادمان خوان
صد سرود جاودان خوان
با نوای عاشقانه خوان
عمر مانده را چنین هدر مکن
ناله سر مکن ناله سر مکن
ظلم ظالمان همیشه هست
جرم مجرمان همیشه هست
مکر روبهان همیشه هست
بر دهان ظالمان بزن
از گناهشان گذر مکن
ناله سر مکن ناله سر مکن
صورت ار به سیلی چو خون کنم
به که راز خود ز دل برون کنم
پیش دشمنان را گلایه چون کنی
دشمنان خویش را خبر مکن
ناله سر مکن ناله سر مکن
مرغ سحر ناله سرمکن
دید گان خسته تر مکن

دانلود مرغ سحر ناله سر مکن همای


آواز ایرانی

 

 

با تشکر از دوست خوبم

جناب آقای رحیم اکرمی

برای پیشنهاد مطلب"قسمت دوم شعر مرغ سحر"


برچسب‌ها: تصنیف, همای
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم آذر 1389 توسط کسری وحیدی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است :