X
تبلیغات
آواز ایرانی

آواز ایرانی
 
نومیدْ مردم را معادی مقدّر نیست _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
شجریان 

 

روا ندیدم سخن از آلبوم یاد ایام به میان آید و یادی از آواز روح نواز این آلبوم نکنم

آواز جان عشاق که در دستگاه شور اجرا شده است

برای کسانی که گوششان با آواز شور آشنایی زیادی ندارد، در نگاه اول (شنود اول) این آواز

شاید کمی کسل کننده باشد

ولی صبور باشید و چند بار تا انتها به آن گوش فرا دهید

بی شک به زیبایی های نهان آن پی خواهید برد

اکثر اوقات که تنهایی قدم میزنم، ناخودآگاه (واقعا ناخودآگاه) این آواز به ذهنم خطور میکند

و بی اختیار برای شاید هزارمین بار، آن را با خود زمزه میکنم (تا آخر)

 

 

آواز: جان عشاق

خواننده: محمدرضا شجریان

تار: داریوش پیرنیاکان

نی: جمشید عندلیبی

غزل : حافظ

دوش می آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود

درآمد شور

رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی جامه یی بود که بر قامت او دوخته بود

جمله اول رضوی

جان عشاق سپند رخ خود می دانست و آتش چهره بدین کار برافروخته بود

عاشق کش و تحریر نغمه

گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم که نهانش نظری با من دلسوخته بود

۳ جمله دوم رضوی ۵ سلمک

کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود

رضوی و تحریر جواد خانی

دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود

قرچه

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

حسینی

گفت وخوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود

فرود

 

دانلود آواز جان عشاق آلبوم یاد ایام

برای دانلود save target as کنید


آواز ایرانی

آرشیو مطالب آواز ایرانی


 


برچسب‌ها: استاد شجریان, شور, آواز, حافظ
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم آذر 1391 توسط کسری وحیدی
سلام به بازدیدکنندگان عزیز وبلاگ آواز ایرانی

شاید بسیاری از دوستان برای دانلود برخی فایلهای این وبلاگ که در سایت 4shared آپلود شده

با مشکل مواجه شده اند.

علت آن تغییر رویه سایت 4shared.com برای افزایش تعداد اعضای سایت میباشد.

هرچند به نظر این سیاست تاثیری منفی در پی داشته و باعت کاهش بازدیدکنندگان سایت شده.

به هر حال شما برای دانلود فایل از این سایت نیاز به داشتن یک اکانت دارید

که بتوانید با آن login کنید و سپس فایل مورد نظر را دانلود کنید.

به همین خاطر من یک اکانت عمومی برای شما ایجاد کرده ام تا براحتی بتوانید از آن استفاده کنید.

برای دانلود ابتدا در این وبلاگ روی لینک کنید

سپس در سایت 4shared روی دکمه ی download در زیر فایل آپلود شده کلیک کنید.

پنجره ای باز میشود که از شما میخواهد یا Sign Up شوید یا Login

شما کافیست از قسمت Login استفاده کنید.

در قسمت email یا login این آدرس ایمیل را وارد کنید:

shahin_aram@yahoo.com

و در قسمت password رمز زیر را وارد کنید

123456

 

امیدوارم با این کار بدون مشکل بتوانید آن دسته از فایلهای این وبلاگ را که در 4shared.com آپلود

شده براحتی دانلود کنید

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم مهر 1391 توسط کسری وحیدی
چند روز پیش توی ماشین با پدرم نشسته بودم

فلاش مموری آثار استاد شجریان رو گذاشته بود که پخش بشه

تراک عوض شد

رسید به تصنیفی که انگار سالها بود نشنیده بودم

ما سرخوشان مست که دل از دست داده ایم

من رو برد به دوران کودکی، سالهای 73 و 74

هر وقت کاست جدیدی از استاد شجریان یا استاد ناظری به بازار میومد پدرم در اسرع وقت تهیه میکرد

و تا مدتها (گاهی تا انتشار آلبوم بعدی) هر وقت پدرم خونه بود، این کاست توی خونه پخش میشد.


آلبوم: چشمه نوش

تار: محمدرضا لطفی

تنبک: مجید خلج

آواز: محمدرضا شجریان

اجرای فرانسه

سال اجرا: ۱۳۷۴

سال انتشار: ۱۳۷۴

اجرای تصنیف در دستگاه اصفهان (بیات اصفهان)

غزل: حافظ

 

ما سرخوشان  مست دل از دست داده‌ایم

همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم

بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند

تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای

ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم

پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد

گو باده صاف کن که به عذر ایستاده‌ایم

کار از تو می‌رود مددی ای دلیل راه

کانصاف می‌دهیم و ز راه اوفتاده‌ایم

چون لاله می مبین و قدح در میان کار

این داغ بین که بر دل خونین نهاده‌ایم

گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست

نقش غلط مبین که همان لوح ساده‌ایم


دانلود تصنیف سرخوشان مست استاد شجریان و محمدرضا لطفی


آواز ایرانی


آرشیو مطالب آواز ایرانی


برچسب‌ها: تصنیف, استاد شجریان, محمدرضا لطفی, حافظ
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 توسط کسری وحیدی
بسیار در ذهنم کاوش کردم تا واژه ای برای توصیف عظمت مولانا بیایم

نیافتم

بسیار در ذهنم کاوش کردم تا واژه ای برای توصیف عظمت هنر آهنگسازی مشکاتیان بیابم

نیافتم

و

بسیار در ذهنم کاوش کردم تا واژه ای برای توصیف عظمت صدای شجریان بیابم

نیافتم

ولی شما می توانید تنها با گوش دادن به یک اثر تمام توصیفهای لازم برای بیان آنچه من در وصف آن

ناتوان بودم را در کنار هم داشته باشید

تصنیف دود عود

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما           ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما                 جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما                    آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما                            پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل             وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما


غزل: مولانا

آهنگساز: پرویز مشکاتیان

خواننده: محمدرضا شجریان

تنظیم: کامبیز روشن روان

دانلود تصنیف دود عود


آواز ایرانی


آرشیو مطالب آواز ایرانی


برچسب‌ها: استاد مشکاتیان, استاد شجریان, تصنیف, مولانا
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390 توسط کسری وحیدی

پشت میز مطالعه نشسته ام و درس میخوانم

یک لحظه فکرم منحرف میشود (طبق معمول)

به ناگاه زیر لب زمزمه میکنم

دووووووووووش ش ش می ی ی ی آآآآآمد و رخ سا ره  بر اف روووخ ته بود

(دوش می آمد و رخساره بر فاروخته بود)

ناگهان قلبم به تپش می افتد، نفسم سنگین می شود و دستانم سرد

به یاد ملودی بسیار سنگین آغاز این تصنیف در آلبوم جان عشاق  می افتم

http://kasra-avaz.blogfa.com/post-142.aspx

ناخودآگاه چهره ای سنگین تر از خود ملودی در ذهنم مرور می شود

پرویز مشکاتیان

همین نام کافی ست تا پشتم بلرزد و بگویم

واااااای خدا

و آهی از حسرت . . .

بیش از این تاب نمی آورم.مانند تشنه لبی که نیازمند آب است، محتاج شنیدن این ملودی هستم

همین آرشه های آغازین کافی ست تا اختیار از کف داده و اشک در چشمانم حلقه زند و دستانم سست شود

چه رازی را بازگو میکنند؟

چه دردی را فریاد میزنند؟

راوی کدامین حکایت ناگفته اند؟

وااااای خدای من

کمانچه زار میزند

الان دارم گوش میدم (این شاید هزارمین بار باشد که این ملودی را میشونم و این تصنیف و آواز را از بر هستم)

ولی بی اختیار اشک میریزم

چراااا؟ این تاثیری است که این ملودی بر من میگذارد

مرا بازی می دهد و هر کجا که بخواهد مرا میبرد

واااااای خدا

طاقت این یکی را دیگر را ندارم

ناله های آرشه ها را میتوان تحمل کرد

ولی ناله ی شجریان را دیگر تاب نتوان آورد

دوووووووووش ش ش ش ش می آآآآآآآمد و . . .

همین برای مست شدن کافیست

اتاق روشن است ولی من همه جا را تاریک میبینم

کلمه ی دوش که شجریان بیان می کند، این تاریکی را برایم بوجود می آورد.

نه اینکه خیال کنی این ملودی مرا به یاد غم یک عشق نافرجام دیرینه و یا جدایی زود هنگام یک معشوق می اندازد

نه

این حس فراتر است از سطح زمین و هرچه در آن است

جایی میان ابرها

کاش میدانستم حافظ آن شب با چه حالی این شعر را سروده

که اینجا، امروز با من این کار میکند

شجریان صدایش بالاتر و بالاتر میرود

آتش چهره بدین کار برافروخته بود . . . . .

ملودی همچنان سطح صدا را در بالا حفظ میکند تا شجریان ادامه دهد

گرچه میگفت که زارت بکشم میدیدم

که نهانش نظری ...................

صدا مانند آب روان فرود میاد

..................  با من دل سوخته بود

تمام بدنم داره میلرزه

دقیقا مثل همون اولین باری که این شاهکار رو شنیدم

چه رازی در جاودانگی این آثار نهفته ست؟

که بعد از هزاران بار شنیدن، نه تنها هنوز تازه و زنده هستند، بلکه قوی تر و غنی تر به نظر میرسند.

شیطنتی میکنم و همین حالا تصنیف  آلبوم گنبد مینا را پخش میکنم

http://kasra-avaz.blogfa.com/post-90.aspx


آلبوم گنبد مینا

ملودی دست کمی از جان عشاق ندارد

ویرانگر و تاثیر گذار (ویرانگر برای حال من)

آن یکی اصفهان بود و این دشتی

شاید شیک ترین و مدرن ترین دشتی در بین سایر دشتی ها باشد

و با همان تاثیر سنگین دشتی

من با شنیدن این آثار در واقع با ملودی کشتی میگیرم

فرقی ندارد، به اندازه یک راند مبارزه تکواندو، جودو و یا کشتی، برای من خسته کننده است

هرچند در آخر روحم به آرامشی وصف ناپذیر میرسد

از لا به لای امواج آرشه های ملودی ناگهان شجریان میخواند

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

شجریان شروع کرد

من هم با او میخوانم

من در این کار دل خویش به دریا فکنم

واااااای خدا

کی میگه نمیشه بدون انجام هیچ حرکتی رقصید؟

خورده ام تیر فلک باده تا سرمست

شجریان این بیت را در کمال دقت و زکاوت میخواند

خورده ام تیر فلک، فرض کنید کسی تیر خورده است

حالاتش چگونه است؟ صدایی لرزان و نفسی بریده بریده و خسته دارد

شجریان دقیقا این حالات را در صدای خود نمایش میدهد

ملودی نیز برای ثبت این تصویر، صدای شجریان را یاری می رساند

باز هم صداهایی که دیوانه وار مینوازند

آه مشکاتیان چه کرده ای؟؟؟

روحت بی گمان اکنون در آسایش است

ملودی صحنه را برای ضربه ی آخر آماده و محیا میکند

تا شجریان

بگشا بند قبا ای مه خورشید کلاه . . .

 

صدای او گویی به آسمان مشت میزند

 

تا چو زلفت سر سودا زده در پا فکنم

و شجریان اما صدایش را در پا می فکند


میخواهم شیطنتی دیگر کرده و آلبوم یادگار دوست  را هم امشب گوش بدهم

http://kasra-avaz.blogfa.com/post-136.aspx


یادگار دوست

شاهکاری از کامبیز روشن روان و شهرام ناظری و البته مولانا

وسوسه میشوم

نه

واقعا توانش را ندارم

آشوبی که این دو تصنیف در دلم به پا کردند کافیست

توان یادگار دوست را دیگر ندارم.

اکنون اما با شما سخن میگویم

شما چطور؟

ترانه، ملودی، آواز و یا شعری هست که شما را از خود بیخود کند؟

آن هم در این دنیا سراسر تنش و استرس و زندگی پرمشغله؟

چه احساسی برایت به ارمغان می آورد؟

اگر میخواهی برایم بازگو کنی، بنویس، آزادانه بنویس


آواز ایرانی

 

آرشیور مطالب آواز ایرانی


برچسب‌ها: آواز, تصنیف, استاد شجریان, استاد مشکاتیان, شهرام ناظری
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام بهمن 1390 توسط کسری وحیدی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است :