تبليغاتX
آواز ایرانی







آواز ایرانی

گیرم که میزنید،گیرم که میبرید،گیرم که میکشید،با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟؟؟؟

كنسرت استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز در قونيه

در پي دعوت رسمي بنياد بين المللي مولانا، استاد محمدرضا شجريان به همراهي گروه شهناز در شهر قونيه، آذر ماه سال 88 همزمان با مراسم بزرگداشت مولانا، كنسرت موسيقي خواهند داشت.
اين كنسرت در دو بخش همايون ( مرغ خوشخوان ) و شور ( رندان مست ) با اشعاري از حافظ و مولانا اجرا خواهد شد.
تاريخ اجراي كنسرت، 12، 13، 15 و 16 دسامبر 2009 برابر با 21، 22، 24 و 25 آذر 1388 از ساعت 18 الي 21 در سالن مجموعه فرهنگی صدرالدين قونيوي مي‌باشد.
بليت اين كنسرت از طريق سايت رسمي فروش بليت كنسرت‌هاي استاد محمدرضا شجريان به نام
WWW.SHAJARIANCONCERT.COM  از تاريخ يكشنبه 24 آبان 1388 ساعت 10 صبح آغاز مي‌شود.
اطلاعات فردي كليه علاقه‌مندان كه در طي سالهاي گذشته در اين سايت ثبت نام كرده‌اند، موجود بوده و نياز به ثبت نام مجدد نخواهند داشت. كليه عزيزان جهت اصلاح اطلاعات فردي خود مي‌توانند قبل از خريد بليت با مراجعه به سايت فروش بليت، اقدام نمايند. بديهي است پس از صدور بليت تغيير اطلاعات مقدور نمي‌باشد.
وجوه بليت كنسرت توسط كارت‌هاي بانكي عضو شتاب به صورت آنلاين (اينترنتي) پرداخت و همزمان بليت اينترنتي در بخش كاربر، صادر خواهد شد. بليت خريداري شده توسط خريدار قابل چاپ مي‌باشد، بدين رو كليه مسئوليت نگهداري بليت بر عهده خريدار بليت خواهد بود و برگزار كننده تنها پاسخگوي عزيزاني خواهد بود كه بليت متعلق به شخص خريدار بوده و اطلاعات فردي خصوصاً كد ملي را صحيح در سايت وارد نموده‌اند. بدين رو خواهشمند است نسبت به تهيه بليت از افراد ثالث خودداري فرماييد.

هفدهم آبان ماه 88
روابط عمومي شركت فرهنگي هنري دل‌آواز
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

غلام قمر غزلی از مولانا

سلام

این بار میخوام از مولانا بنویسم

خیلی ها مولانا رو بخاطر رباعیاتش دوست دارند

ولی غزلیات مولوی نیز از زیبایی های خاصی برخورداره

غزل غلام قمر یکی از اونهاست

 در این غزل مولانا چیزهای عجیبی میگه

 و مشخصه که یه اتفاق خاصی براش افتاده که این غزل رو سروده

من اطمینان دارم که چیزی که در این غزل میگه دقیقا براش اتفاق افتاده

 

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
                                                   پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
                                                    ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
                                                     آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
                                                     گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
                                                   سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
                                                  در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
                                                  که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
                                                 گفت این غیر فرشته‌ست و بشر
هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
                                                گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
                                                خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
                                               گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

 

من اطمینان دارم که مولانا اون شبی که ازش حرف میزنه هاتف رو دیده

چیزی بوده جمال خدا رو بهش نشون داده و اون این شعر رو سروده

با توجه به خصوصیات مولانا و شیوه زندگی او، این  عین واقعیته

تا اونجایی که به وبلاگ من مربوط میشه قرار بود توی این وبلاگ از آواز و موسیقی سنتی بنویسم

ولی بعضی وقتها میشه از بعضی قوانین سرپیچی کرد

این غزل زیبا رو داریوش اقبالی با زیبایی هرچه تمام خونده

(البته دیگران هم خوندن ولی به نظرم داریوش زیبا تر خونده)

و من دلم نیومد اونو اینجا نذارم

ویدئو کلیپی از این ترانه دارم که امیدوارم خوشتون بیاد

 

دانلود ویدئو کلیپ غلام قمر از داریوش اقبالی

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

گر شعله‌ فرو ریزد، بشتاب‌ و میندیش‌ ور تیغ‌ فرو بارد، ای سینه‌ سپر شو

شهرام ناظری

 

ایران کهن 

آواز: شهرام ناظری
آهنگ ساز: پژمان طاهری
شاعر: فریدون مشیری

 

ای خشم‌ به‌ جان‌ تاخته‌ توفان‌ شرر شو

ای بغض‌ گل‌ انداخته‌ فریاد خطر شو


 ای روی برافروخته‌، خود پرچم‌ ره‌ باش‌

ای مشت‌ برافراخته‌، افراخته‌تر شو


 ای حافظ‌ جان‌ وطن‌ از خانه‌ برون‌ آی

از خانه‌ برون‌ چیست‌ که‌ از خویش‌ به‌ در شو


 گر شعله‌ فرو ریزد، بشتاب‌ و میندیش‌

ور تیغ‌ فرو بارد، ای سینه‌ سپر شو


خاک‌ پدران‌ است‌ که‌ دست‌ دگران‌ است‌

هان‌ ای پسرم‌، خانه‌ نگهدار پدر شو


دیوار مصیبت‌کده‌ی حوصله‌ بشکن‌

شرم‌ آیدم‌ از این‌ همه‌ صبر تو، ظفر شو


تا خود جگر روبهکان‌ را بدرانی

چون‌ شیر درین‌ بیشه‌ سراپای جگر شو


مسپار وطن‌ را به‌ قضا و قدر ای دوست‌

خود بر سرِ این تن‌ به‌ قضا داده‌،‌ قدر شو
 

فریاد به‌ فریاد بیفزای، که‌ وقت‌ است‌

در یک‌ نفس‌ تازه‌ اثرهاست‌، اثر شو


ایرانی آزاده‌! جهان‌ چشم‌ به‌ راه‌ است

‌ایران‌ کهن‌ در خطر افتاده‌، خبر شو


مشتی خس‌ و خارند، به‌ یک‌ شعله‌ بسوزان‌

بر ظلمت‌ این‌ شام‌ سیه‌، فام‌ سحر شو 

 

دانلود ایران کهن شهرام ناظری

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

همبستگی

 

  تا دست به اتفاق بر هم نزنیم          

                                               پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم

سبز

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

آواز دشتی با صدای علی رستمیان و سنتور استاد پایور

سلام

این بار میخوام یک آواز بسیار زیبا و دلنشین رو از استاد خودم بهتون معرفی کنم

از آلبوم ارغوان

ارغوان علی رستمیان

سنتور: استاد فرامرز پایور

آواز: استاد علی رستمیان

علی رستمیان

غزل: حافظ

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم       ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر       سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم       طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم       غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم       قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را       یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه       شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس       تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی       من از آن روز که دربند توام آزادم

دانلود آواز دشتی علی رستمیان

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

جان عشاق

آلبوم جان عشاق  ابرشاهکاری از شاهکارهای پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان است

من سال گذشته مطلبی در خصوص این آلبوم نوشتم ولی به دلایلی اونو پاک کردم

حالا دوباره همون مطلب رو کامل تر و دقیق تر اینجا براتون مینویسم

جان عشاق

جان عشاق

بيات اصفهان  (دستگاه اصفهان)
اجراي ارکستر سمفونيک
مقدمه و تصنيف جان عشاق


آهنگساز:زنده یاد پرویز مشکاتيان


آواز: غزل حافظ و دو بيتي هاي بابا طاهر


خواننده:محمدرضا شجریان

پيانو: استاد جواد معروفي

استاد جواد معروفی

در آغاز قطعه‌ای توسط ارکستر سمفونیک به اجرا درمی‌آید موسیقی متن این احساس را تداعی میکند که انگار در زمان گذشته سیر میکنیم و به شنونده حال و هوای دوران قاجار یا حتی قبل از آن مثلا زمان و حال و هوای فیلم پهلوانان نمیمیرند را القا میکند.در ادامه تا حدود دقیقه ۲:۳۰ انگار پروانه ای سرگردان و حیران  دور شمعی میچرخد و با صدای پایانی ویولون گویی پروانه و شمع هر دو خاموش میشوند. آن‌گاه پیانوی استاد معروفی پیش‌درآمد اصفهان را می‌نوازد،گویی پیانو میخواهد داستان غمناکی را برای ما روایت کند که (و اینگونه آغاز شد. . .) و آواز همراه پیانو پس از این مقدمه، آغاز می‌شود. در این قسمت انتخاب غزل «همای اوج سعادت به دام ما افتد ... » بسیار مناسب می‌گراید و به حال و هوای موسیقی و آواز لطف خاصی می‌بخشد.

آواز:

 همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

درآمد اصفهان

 حباب وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

جامه دران

 شبی که ماه مراد از افق طلوع کند

بود که پرتو نوری به بام ما افتد

بوسلیک

 ملوک را چو ره خاکبوس این در نیست

کی اتفاق مجال سلام ما افتد

بیات راجع

 چو جان فدای لبش شد خیال  می بستم

که قطره یی ز زلالش به کام ما افتد

عشاق

 خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز

که ز این شکار فراوان به دام ما افتد

عشاق و قرچه و فرود به عشاق

 به نا امیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

جامه دران و فرود

 ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

بوسلیک و فرود

غزل : حافظ

 

 نگارینا دل و جانم ته داری

همه پیدا و پنهانم ته داری

نمی دونم که این درد از که دیرم

همین دونم که درمانم ته داری

سوز و گداز

 

دوبیتی: بابا طاهر

اندکی بعد ارکستر سمفونیک با سازهای متنوع و هماهنگی خاص خود، شنونده را برای تصنیف بسیار زیبای «جان عشاق» آماده می سازد. در این جا استاد محمدرضا شجریان با شروع زیبای «دوش می آمد و رخساره برفروخته بود ... » (خوب دقت کنید،وقتی استاد میگه دوشبا صداش  دقیقا شب رو تداعی میکنه .

 این تصنیف بسیار لطیف و چنان زیبا اجرا شده است که از نظر احساسی و تلفیق کلام و موسیقی و نحوه‌ی آهنگ‌سازی در رده‌ی کارهای ماندگار قرار می‌گیرد.

 بیتی از این تصنیف «گرچه می گفت که زارت بکشم . . . »   جلوه‌ی زیبا و خاصی به تصنیف بخشیده است.

تصنیف:

دوش مي آمد و رخساره بر افروخته بود        تا کجا باز دل غمزده اي سوخته بود
رسم عاشق کشي و شيوه شهرآشوبي          جامه اي بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود مي دانست            و آتش چهره بدين کار برافروخته بود
گرچه مي گفت که زارت بکشم مي ديدم        که نهانش نظري با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دين مي زد و آن سنگين دل     در پيش مشعلي از چهره بر افروخته بود

 

زنده یاد پرویز مشکاتیان در مورد پیانوی استاد جواد معروفی در جایی اینچنین گفته بودند:

برای جواب آواز بسیار قوی و زیبای جان عشاق آن هم با صدای شجریان  کسی را بهتر از

 استاد جواد معروفی سراغ نداشتیم.و این در حالی بود که ایشان در بستر بیماری بودند.

با کلی اصرار و خواهش و تمنا استاد جواد معروفی را راضی کردم که بیایند و جواب آواز شجریان را

 با پیانوی دلنشین خود اجرا کنند.

در جایی نیز شجریان گفته بود: آواز خواندن با پیانوی استاد جواد معروفی یکی از افتخارات من است

 

دانلود آواز و تصنیف جان عشاق

+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

5 وارونه

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟ خواهر کوچکم از من پرسید: من به او خندیدم

کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوار ودرختان دیدم

باز هم خندیدم

 گفت: دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد!

آنقدر خندیدم که طفلک ترسید،

 بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: بعدها وقتی غم، سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی ،

پنج وارونه چه معنا دارد!!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

نا شنیده های استاد شجریان

ناشنیده ای دیگر از استاد شجریان

از قدیم گفتن کم گوی و گزیده گوی چون در

امروز میخوام مصداق واقعی این ضرب المثل رو براتون بذارم

خیلی کوتاه میخونه ولی تاثیری عمیق روی انسان میذاره

بسیار زیبا و دلنشین

تصنیفی زیبا و کوتاه از استاد شجریان

که فکر کنم اوایل دهه پنجاه خونده شده

استاد شجریان

شعر:

مگر ز نای من نوایی ای خدا شنیده
                                                       مگر به گوش او نوای آشنا رسیده
مگر کلام این شکسته دل نشسته بر دل
                                                      که او چنین به دیده نقش ژاله ها کشیده

دانلود نای شکسته

+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

تو ای پری کجایی . . .

سرگشته با صدای زنده یاد حسین قوامی

 

حسین قوامی (فاخته ای)

شبی که آوای نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم

نشانه ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی

من همه جا پی تو گشته ام

از مه و می نشان گرفته ام

بوی تو را زگل شنیده ام

دامن گل از آن گرفته ام

تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی

دل من سر گشته تو نفسم آغشته تو......

 

به باغ رویاها چو گلت بویم

برآب و آیینه چو مهت جویم

تو ای پری کجایی....

در این شب یلدا ز پی ات پویم

زخواب و بیداری سخمت گویم

تو ای پری کجایی....

مه و ستاره درد من می دانند

که همچو من پی تو سرگردانند

شبی کنار چشمه پیدا شو

میان اشک من چو گل ها شو

تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی...

دانلود تو ای پری کجایی (سرگشته)

 

+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388 توسط کسری وحیدی |

دیدمت آهسته پرسیدمت محمد نوری

سلام به دوستان گلم

این بار یه سورپراز عالی براتون دارم

امروز عصر توی تاکسی نشسته بودم که برم کلاس آواز

از رادیوی تاکسی  ترانه ای پخش شد که منو یاد کلاس اول دبیرستان انداخت

دیدمت . . . آهسته پرسیدمت . . . خواندمت بر رگ گل افشاندمت . . . آمدی . . .

با صدای زیبای محمد نوری

محمد نوری دیدمت آهسته بوسیدمت

وای

یادش بخیر

اواسط پاییز بود که چند شب پشت سر هم تلویزیون این ترانه ی زیبا رو پخش میکرد

یادمه اکثر بچه های کلاس اونو زمزمه میکردن

ولی نمیتونستن تا آخر همش رو کامل بخونن

و از من خواستن که کاملش رو آماده کنم و براشون بخونم

منم یه شب که ترانه پخش شد نشستم شعرشو نوشتم

روزی صدبار واسه همکلاسیهام میخوندم

روز معلم هم سر کلاس درس ادبیات اینو خوندم

میدونم که خیلی ها خیلی وقته دنبال این ترانه میگردن . . .

و البته خیلی ها این ترانه رو با اسم  دیدمت آهسته بوسیدمت   میشناسن

شعر:

دیدمت ... آهسته پرسیدمت

خواندمت ... بر ره گل افشاندمت

آمدی ... بر بام جان پر زدی

همچو نور ... در دیده بنشاندمت

بردمت ... تا کهکشانهای عشق

پر کشان ... تا بی نشانهای عشق

گفتمت ... افتاده در پای عشق

زندگی ست ... رویای زیبای عشق

میروی ... چون بوی گل از برم

رفتنت ... کی می شود باورم

بوده ای ... چون تاج گل بر سرم

تا ابد ... یاد تو را می برم

بردمت ... تا کهکشانهای عشق

پر کشان ... تا بی نشانهای عشق

 

دانلود دیدمت آهسته پرسیدمت محمد نوری

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط کسری وحیدی |